درددل دانش آموزی

درد دل دانش آموزی-
الا یا ایها البابا ! مکن عیب معدلها !
که درس آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها!
مرا در منزل خاله چه جای عیش چون هر دم
مامان فریاد می دارد:"شدی از درس غافل ها!"
مرا دایم بابا گوید:"فقط بنما تو خرخوانی!

رسند از خواندن و مردن به دانشگاه عاقلها!"
شب تاریک و حجم درس و گردابی به نام جبر
کجا دانند حال ما به خواب اندر معلمها؟!
همه کارم شده دایم زبر سازم مطالب را
از این سو فرمول شیمی از آن سو هم مسائلها
خدا را آقای"حاجی"!ز حجم درس ما کم کن
مگر یک دم بیاسایند زبان بسته محصلها!
گره از کار درس ما چه کس خواهد که بگشاید؟
ز بی برنامگیهاشان چه خون افتاد در دلها                              

از ستم جبر به جان آمدم
از غم املا به فغان آمدم
خسته شدم بنده ز جغرافیا
هم ز اروپا و هم از آسیا
من چه کنم آب و هوایش بد است
یا که فلان رود به رویش سد است؟!
یا که فلان چشمه فلان جا بود
رقص کنان راهی دریا بود؟!
این که نشد آب و نشد نان من!
نمره بده نمره بده جان من!
نمره ی بیست تو بود دلپذیر
بنده فدای تو شوم ای دبیر !!

/ 2 نظر / 35 بازدید
فرید قریشی

سلام چطوری؟ [سوال] امیدوارم خوب باشی برو به وبلاگ ما حذ کن[چشمک] خداحافظط.دیدار در مدرسه